روزنامه کیهان تذکر رسمی گرفت | هیئت نظارت بر مطبوعات: انتشار مطلب خلاف مصالح ملی درباره سلیمانی و ترامپ نقض قانون مطبوعات است ابوالقاسم خوشرو یکی از ۱۰ عکاس برتر جهان شد راز استقبال کم از سریال پایتخت ۷ فاش شد فیلم ماینکرفت در افتتاحیه اکران رکورد زد روسفید از سیاه بازی‌های زمانه | یادی از نعمت‌الله گرجی، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون داریوش خنجی؛ فیلمبردار مطرح ایرانی در راه جشنواره کن ماجرای تمسخر ایلان ماسک و ترامپ توسط «مایک مایرز» کمدین مشهور ماجرای قتل متیو پری، بازیگر سریال فرندز، توسط یک پزشک آموزش داستان نویسی | تداوم حافظه (بخش چهارم) تلخ و شیرین های هنری شهر | نگاهی گذرا به اتفاقات و رویداد های مهم هنری مشهد در سالی که گذشت نمایش چهار اثر از کانون پرورش فکری کودکان در کرواسی شعر، دورچین برنامه‌های تلویزیون نیست | درباره «سرزمین شعر» که فصل چهارم آن به تازگی پایان یافته است مهلت ارسال آثار به جشنواره فیلم ۱۰۰ تمدید شد برگزاری بزرگداشت نظامی در مزارشریف دانلود قسمت ۱۳ سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم «مجتبی خان‌قیطاقی» معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی شد فیلم زن و بچه سعید روستایی در راه جشنواره کن
سرخط خبرها

معرفی کتاب «پوتین‌های مریم»، نوشته فریبا طالش پور

  • کد خبر: ۹۶۰۶۹
  • ۲۷ دی ۱۴۰۰ - ۱۱:۲۳
معرفی کتاب «پوتین‌های مریم»، نوشته فریبا طالش پور
کتاب «پوتین‌های مریم»، نوشته فریبا طالش پور، روایتگر خاطرات یک بانوی خرمشهری به نام مریم امجدی از دوران دفاع مقدس است.

شهرآرانیوز؛ کتاب «پوتین‌های مریم»، نوشته فریبا طالش پور، روایتگر خاطرات یک بانوی خرمشهری به نام مریم امجدی از دوران دفاع مقدس است.

مریم امجدی که دوران نوجوانی و جوانی اش هم زمان با روز‌های جنگ بوده است، پس از انقلاب همزمان با تحصیل در دبیرستان به عضویت جهادسازندگی و بسیج مستضعفین خرمشهر درآمد و دوره‌های امدادگری و فنون نظامی را آموزش دید.
امجدی با آغاز حمله رژیم بعث عراق به خرمشهر، در مشاغل مختلف، چون امدادرسانی در بیمارستان و نگهداری از انبار مهمات مسجد جامع خرمشهر، خدمت می‌کرد و همچنین در این مدت، گاهی به خط مقدم جبهه می‌رفت.

فریبا طالش پور در کتاب «پوتین‌های مریم» که دربرگیرنده مصاحبه هایش با مریم امجدی است، تلاش کرده است به نقل خاطراتی از او در زمان جنگ ایران و عراق و اشغال خرمشهر تا زمان آزادسازی آن بپردازد.

حاصل تلاش نویسنده از جمع آوری این مصاحبه ها، مجموعه‌ای است از خاطرات دوران کودکی، فعالیت راوی در بخش عمران جهادسازندگی و امدادرسانی به مردم روستا‌های اطراف خرمشهر همچون روستای «عباره»، صحنه‌های دلخراشی از شهادت مردم خرمشهر، ملاقات با دکتر چمران درباره یک منافق زن، خاطراتی از آشنایی با یکی از نیرو‌های سپاه و ازدواج با وی، خاطراتی از مجروحان عملیات شکست حصر آبادان، شهادت محمد جهان آرا و بازدید از خرمشهر پس از آزادی آن که با روایتی گیرا نوشته شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «عصر روز دوم یا سوم بود که خواهری سبزه رو و قد بلند که مانتو بر تن و روسری بر سر داشت، به مسجد آمد و شروع کرد به دادوبیداد که شما برادرا، چرا سری به قبرستان جنت آباد نمی‌زنین؟ چرا به ما کمک نمی‌کنین؟ چرا ما را با اون همه جسد تنها می‌ذارین؟ دیشب سگا به ما حمله کردن. اگه خودتون نمی‌یاین، لااقل اسلحه‌ای به ما بدین تا سگا رو بکشیم... چند نفر از برادران را همراه او فرستادند و به آن‌ها گفتند که شب‌ها را در آنجا نگهبانی بدهند و همه سگ‌ها را بکشند. قبل از رفتن با آن خواهر صحبت کردم. اسمش زهره حسینی بود. از همان روز اول جنگ به زن مرده شور قبرستان کمک می‌کرد.

خیلی کلافه بود. سرووضع مرتبی نداشت. لباس هایش خونی نبود، ولی سروصورت و دست هایش خاکی بود. به حالش غبطه خوردم. شجاعتی غیر قابل وصف داشت. آن چند روز را با اجساد، سر کرده و در قبرستان مانده بود.
به خود گفتم: «من اینجا توی مسجد جامع وایستاده ام و دلم خوشه که مثلا دارم کار می‌کنم، او هم داره کار می‌کنه.» کنارم ایستاد و گریه کرد. دلداری اش دادم...»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->